تاریخچه نخ جراحی، نوع بافت و انعطاف پذیری

Surgical-stitching

نخ جراحی : تاریخچه نخ جراحی، نوع بافت و انعطاف پذیری

پیش از دهه ۱۹۳۰ روده ی جراحی (نخ بخیه های کلاژن دار ساخته شده از روده ی گوسفند یا گاو) و ابریشم بیشترین کاربرد را داشتند. در حدود جنگ جهانی دوم معرفی الیاف مصنوعی جدیدتر از قبیل نایلون، پلی استر و پلی پروپیلن انتخاب در نوع نخ بخیه های غیر جذبی را گسترش داد. اگرچه روده ی ساده و کرومیک به عنوان تنها گزینه ی نخ بخیه ی جذبی باقی ماند.

خرید نخ جراحی

روده ی جراحی به دو صورت قابل دسترس است.: ساده و کرومیک. مراحل اولیه تولید در هر دو نوع مشابه است. غشای روده ی گوسفند و یا گاو به صورت نوار های طولی بریده شده و با فرمالدهید شستشو داده می شوند. سپس چند نوار به صورت یک رشته به هم بافته، خشک و به صورت سایز مناسب پرداخته می شون.د محصول نهایی شتسشو نشده روده ی ساده نامیده می شود. اگر روده ی ساده را در تروکسید کرومیوم حمام کنیم به آن روده ی کرومیک گفته می شود. آغشته کردن آن به کرومیوم باعث جذب دیرتر روده ی کرومیک می شود و بنابراین مقاومت کششی آن را برای مدت طولانی تر نسبت روده ی ساده افزایش می دهد.
اگرچه روده های کرومیک و ساده برای مدت های طولانی و میلیون ها عمل جراحی در جهان استفاده شده اند، اما ماهیت ذاتی ترکیبات و نحوه ی آماده سازی این مواد، امروزه از ایده آل بودن آن ها کاسته است. اولا که فرآیند بریدن و پرداخته کردن چند رشته ای نخ بخیه ی بافته شده تعداد زیادی نقاط ضعف داشته و باعث پاره شدن غیر قابل پیش بینی می شود که نکات منفی در استفاده از این نخ بخیه محسوب می شوند.
به علاوه، این الزامات مشابه در تولید، دستیابی به مقاومت تجدید پذیر را دشوار می سازد. شاید مهم تر این که، از آن جایی که روده ی جراحی یک پروتئین خارجی محسوب می شود، عمدتا توسط آنزیم های پروتئولیتی فاگوسیت و سایر سلول ها جذب و تخریب می شود و نرخ پایین تر جذب قابل پیش بینی دارد و نسبت به نخ بخیه های جذبی مصنوعی جدیدتر واکنش های بافتی شدیدتری نشان می دهد.

دهه ۷۰

در اوایل دهه ۱۹۷۰، عصر جدیدی از نخ های بخیه با معرفی نخ بخیه های جذبی مصنوعی شروع شد. از آنجایی که این مواد می توانند تحت شرایط ساخت دقیق و کنترل شده و با ترکیبات یکسان شیمیایی تولید شوند، نسبت به محصولات طبیعی همواره مقاومت و تخریب شدگی معتبرتری در داخل محیط بیولوژیکی نشان می دهند. دیگر این که به عنوان ترکیبات غیر پروتئینی این مواد معمولا واکنش های بافتی ضعیف تری نشان می دهند که به نوبه ی خوب مقاومت و سرعت ترمیم زخم را افزایش می دهند.
اولین نخ بخیه های جذبی مصنوعی تجاری بر پایه ی پلی گلوکولیک اسید- پلی گلیکولید و گلیکولید- ۱- لاکتید، کوپلیمر یا پلی گلاکتین ۹۱۰ ساخته شدند. هر دوی آن ها از طریق ذوب چرخشی تراشه ها تولید می شوند. الیاف به چند صد درصد برابر طول واقعی خود کشیده شده و برای بهبود استقامت و جلوگیری از انقباض، حرارت داده می شوند. به دلیل تراکم بالای ترکیبات آلی، هر دوی این مواد برای استفاده ی عملی به عنوان نخ بخیه در سایزهای بزرگ تر خیلی خشک هستند.
بنابراین الیاف کوچک تر تک به صورت رشته های چند رشته ای برای سایزهای متنوع بافته می شوند تا به محصول اجازه دهند که مشخصات مقاومتی و جذب قابل پیش بینی و ویژگی های قابل قبول تری در زمان استفاده داشته باشد. این مواد مصنوعی در بافت زنده با هیدرولیز از بین می روند و بنابراین واکنش التهابی کمتری نسبت به محصولات مشابه با پروتئین طبیعی نشان می دهند.
علی رغم این امتیازات نخ بخیه ی مصنوعی تک رشته ای و جذبی نیز لازم بود. این خلا با معرفی پلیمر های جدید در دهه ی ۱۹۸۰ پر شد. هم پلی دیوکسانون یا پلی پ دیوکسانون و هم پلی (گلیکولید- تریمتیلن کربنان) کوپولیمر یا پلی گلیکونات نخ بخیه هایی تک رشته ای و جذبی هستند که الزامات مقاومت و جذب قابل پیش بینی پلیمرهای قبلی شان را همراه با انعطاف پذیری مناسب بیشتر که برای یک پیکر بندی تک رشته ای لازم است دارند.
همانطور که تحول در نوع نخ های بخیه ادامه پیدا کرد، جراحان به دنبال تغییر مواد نخ بخیه های مصنوعی جذبی برای بسط کاربردهای آن بودند. به خصوص اگرچه نخ بخیه های تک رشته ای جدیدتر مشخصات جذب قابل پیش بینی و مقاومتی عالی در مقایسه با الیاف طبیعی فراهم می کردند، اما زمان جذب تا ۶ ماه همچنان برای بسیاری از کاربردها خیلی طولانی بود. به علاوه، این مواد در مقایسه با بعضی از نخ بخیه های نرم تر یا بافته شده ی قبلی، نسبتا خشک بوده و در هنگام استفاده مشخصات نامطلوب تری نشان می دادند. پیشرفت در تکنولوژی مواد زیستی به معرفی کوپولیمر های توده ی تقسیم شده شامل بخش های نرم و سفت منتهی شد.
این مواد شامل گلیکولید و کاپرولاکتون یا پلی گلیکاپرون ۲۵، گلیکولید کوپولیمر سه توده ای، دیوکسانون و کربنات تریمتیلن یا پلی لیکومر ۶۳۱، و جدیدترین گلیکولید کوپلیمر چهار توده ای، کاپرولاکتون، کربنات تریمتیلن و لاکتید یا پلی گلیتون که در سال ۲۰۰۲ معرفی شدند بودند. بخش های نرم، خواص کنترل در زمان استفاده مانند قابلیت انعطاف و بخش های سخت، استحکام را فراهم می کنند.
این نخ بخیه های تک رشته ای جدیدتر به طور مداوم مشخصات استفاده ی بهتر را نشان می دهند در حالی که نرخ جذب کامل را به ترتیب به ۱۱۹ روز، ۱۱۰ روز و ۵۶ روز کاهش داده اند. برای نشان دادن نیاز آشکار به یک نخ بخیه ی بر پایه ی اسید پلی گلیکولیک با زمان جذب کوتاه تر، تنوعی از نخ بخیه های سریع- جذب پلی گلاکتین ۹۱۰ استاندارد آغشته به پرتوهایی یونیزه کننده برای تسریع در تجزیه در سال ۲۰۰۳ معرفی شدند. به دلیل آغشته شدن آن ها به این پرتوها این نخ بخیه ها به زمان متوسط ۴۲ روز برای جذب رسیدند.

چند رشته ای در مقابل تک رشته ای

چند رشته ای به استفاده ی بیش از یک الیاف برای تولید کامل یک رشته ی نخ بخیه اتلاق می شود. در خانواده ی نخ بخیه های جذبی، مثالی از نخ بخیه های جذبی نخ های جراحی از جنس روده هستند که همانطور که قبلا ذکر شد با تابیدن چند رشته از روده های فرآوری شده به یکدیگر به صورت یک رشته ی مجزا از نخ بخیه ی جراحی از جنس روده تولید می شوند و یا نخ های بخیه ی پلی گلیکولیک اسید که از بافتن چند رشته از الیاف به هم درست می شوند.
تنها از منظر ترمیم زخم، نخ بخیه های چند رشته ای هیچ برتری نسبت به نخ بخیه های تک رشته ای ندارد. در مقایسه با نخ بخیه های تک رشته ای، نخ بخیه های چند رشته ای باعث به وجود آمدن تروماهای خفیف بیشتری در بافت اطراف زخم می شوند. همچنین نخ بخیه های چند رشته ای باعث پاسخ التهابی بیشتر می شوند و گره های بزرگتری نسبت به نخ های تک رشته ای با سایز یکسان ایجاد می کنند.
در آخر، نخ بخیه های چند رشته ای خاصیت کشش مویرگی بیشتر همراه با افزایش میزان انتقال و پخش میکروارگانیسم ها نشان می دهند. اگرچه ویژگی های دیگری در نخ بخیه ها وجود دارد که می توانند ویژگی های سودمند نخ بخیه های تک رشته ای در ترمیم زخم را در مقایسه با نخ بخیه های چند رشته ای تحت شعاع قرار دهند. علی الخصوص، نخ بخیه های چند رشته ای موجود در زمان استفاده ویژگی های مطلوب تر و انعطاف پذیری بیشتری در مقایسه با مواد تک رشته ای مستحکم نشان می دهند.

خشکی و انعطاف پذیری

اگرچه معمولا به عنوان یک ویژگی کلیدی نادیده گرفته می شود، خشکی و انعطاف پذیری نخ های بخیه می تواند به اندازه ی استحکام و جذب دارای اهمیت باشد زیرا این خصیصه ها کیفیت استفاده و احساس ناشی از مواد را تعیین می کند. خشکی نخ است که بخیه را نرم یا سفت می کند، به آن حالت فنری می دهد و میزان راحتی در گره زدن آن را تعیین می کند. بنابراین خشکی است که باعث ایجاد حس های ناخوشایند مثل خارش و سوزش در اطراف نخ بخیه به دلیل عدم توانایی در تطبیق با توپولوژی بافت های اطراف می شود.
متاسفانه، اگرچه کیفیت خشکی نخ بخیه معمولا با عملکرد آن در گره خوردن یا احساس آن در دست های جراح ارزیابی می شود، ارزیابی و تعیین کمی خشکی و انعطاف پذیری پیچیده و دشوار است. پیچیدگی دیگر این آنالیز اختلاف نظر بین مهندسان بیومکانیک در مورد مناسب ترین روش شناسی برای تعریف خشکی و انعطاف پذیری است. تا این لحظه حداقل ۳ روش برای این منظور وجود دارد: سختی در خم شدن، سختی در پیچ خوردن و مدول یانگ (مدول قابلیت ارتجاعی). توضیح هر کدام از این روش ها و مزایا و معایب هر کدام از حوصله ی این بحث خارج است.
برای تامین اهداف این بررسی، تنها سختی در خم شدن گزارش شده است (جدول ۴). به عنوان یک قانون کلی، در هر سایزی نخ بخیه های تک رشته ای نسبت به انواع بافته شده و چند رشته ای، دارای میزان بالاتری از کمیت سختی در خم شدن هستند. در این مورد، نخ بخیه های تابیده شده ی چند رشته ای طبیعی مانند روده ی گربه ی کرومیک، بیشتر ویژگی هایی مشابه نخ های تک رشته ای دارند تا نخ بخیه های بافته شده ی چند رشته ای.
جدول ۴
خشکی در خم شدن نخ بخیه های ۲-۰ منتخب

نخ بخیه خشکی اولیه (کیلوگرم بر سانتی متر مربع)
پلی گلیکولید (دکسون)

۱.۱۵ × ۱۰۲

سیلک

۲.۲۹ × ۱۰۲

پلی گلاکتین ۹۱۰ (ویکریل)

۳.۴۴ × ۱۰۲

پلی گلیکونات (مکسون)

۵.۶۰ × ۱۰۳

پلی دیوکسانون

۱.۰۵ × ۱۰۴

پلی پروپیلن (پرولن)

۲.۳۰ × ۱۰۴

روده ی جراحی کرومیک

۲.۷۷ × ۱۰۴

Dexon and Maxon, Covidien AG, Mansfield, MA; PDS, Prolene, and Vicryl, Ethicon, Inc., Somerville, NJ.

جهت بررسی قیمت و خرید انواع نخ بخیه جراحی با کارشناسان تجهیزات پزشکی سدان در تماس باشید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *